تبلیغات
بیاد سردار شهید مهندس حسین شوریده - پس همان بهتر كه ما بمانیم و آرزوی دست نیافتنی شهادت. ...................
بیاد سردار شهید مهندس حسین شوریده
منوی اصلی
مطالب پیشین
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
برای شادی ارواح مطهر شهدای انقلاب کدام گزینه را انتخاب می کنید؟












آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

بخشی از نامه سردارشهید شوریده به همسرش......

ناگهان خدا را دیدم. باور کن! باور کن! باور کن!

بهار من! احساس می کنم که هرگز نخواهی توانست دریابی که من چه می کشم.

من دارم ذوب می شوم.

این یک احساس شاعرانه و خیال پردازانه نیست؛ چون خود می دانی که ما را با این عوالم کاری نیست.

واقعیتی بیرونی است. اما گاه احساس می کنم که در این ذوب شدن، اوج می گیرم. بالا می روم تا «قاب قوسین او ادنی».

و امشب این احساس را دیدم!

باور کن! دست نوازش گرش را بر سرم احساس کردم.

خود را در زیر باران لطف بی دریغش یافتم.

احساس کاذبی نبود. هوشیار بودم؛ کاملاً.

باور کن! او را لمس کردم . بی تاب شده بودم. طاقت نیاوردم؛ به خاک افتادم؛ سجده کردم؛

می خواستم فریاد بزنم و گریه گریه گریه ... بیش از هر زمان دیگر او را به خود نزدیک احساس کردم:

اقرب من حبل الورید...

نفسم تنگی می کند؛ قلبم را دردی عظیم می فشارد و من همچنان دست او را بر سرم احساس می کنم.

بهار من! بغض گلویم را می فشارد... حالت غریبی است. از خودم تعجب می کنم. راستی چه شده؟

غوغایی عظیم در درونم برپاست. فکری در من جوانه می زند؛ رشد می کند؛ بزرگ و بزرگ تر می شود

و تمامی وجودم را می گیرد. حس می کنم که دیگر من نیستم و این مسئله، خود رنج دوباره ای است.

نمی دانم. باور کن نمی توانم اسم رویش بگذارم. حالت غریبی است.

این مسئله ماه هاست که ذهنم را مشغول کرده است.

بسیاری از اوقات، فکر عقب افتادن و جا ماندن از کاروان عظیم هستی، مرا سخت به وحشت می اندازد.

جهنم را احساس می کنم؛ در همین دنیا! اما به هر حال، تنها دل خوشی ام و اعتقاد راسخم به این کلام خداوندی است که:

«الذین جاهدوا فینا، لنهدینّهم سبلنا».

و این همیشه انگیزه زندگی ام بوده است؛

ولی در این قسمت نیز قله ای عظیم، همواره در جلوست که رسیدن به آن، نیاز به تلاش طاقت فرسایی دارد

و پیروزی نهایی انسان، در فتح و رسیدن به آن است و آن، «فینا» در این آیه است.


جستجو


وصیت شهدا
وصیت شهدا
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
حدیث موضوعی ساعت فلش مذهبی جنگ دفاع مقدس
روزشمار فاطمیه
زیارت عاشورا
ذکر کاشف الکرب ذکر روزهای هفته دانشنامه عاشورا آیه قرآن تصادفی پخش زنده حرم حدیث موضوعی
روزشمار محرم عاشورا
دیگر این خانه مرا تنگ بود زندگی بی شهدا ننگ بود

بسم رب الحسین (علیه السلام )

شهدا ماندند و ما رفتیم و ای كاش ما هم می ماندیم و

 گذر زمان مارا از خاطره ها نمی برد و

 ای كاش دوستی با خوبان بر ما تاثیر می كرد و ماهم می ماندیم و

 چه جایی با صفاتر از جایی كه خوبان در آن هستند و

 كجا زیبا تر از جایی كه شهیدان از غافله ی ما جدا شدند و

 بهشت را مقدم بر این دنیای مادی قرار دادند و

 كجا زیبا تر از كربلا كه سیدوسالار شهیدان این جدایی از دنیا را به آنان یاد داد

 نه به آنها بلكه به همه ما یاد داد

 ولی آنان عمل كردند و ما عكس عمل،

ای شهدا شما سلام ما را به اربابمان برسانید،

ماكه لایق دیدن روی دلربای او نشدیم و فقط دلمان را به خاطره های دوران با شما بودن خوش كردیم و

 گفتن این جمله كه آنها  ارباب را دیدند پس خدا كند

ماهم جلوه ای از او را ببینیم

 پس به یاد شهدا می خوانیم:

 نسیمی جان فضا می آید/

بوی كرببلا می آید.

ای سالارشهیدان،

چه دسته گلهایی را گلچین كردی و معلوم است كه ما نباید انتظار شهادت داشته باشیم

 ما كه خاك پای 

مهندس حسین شوریده ،سردارسید حسن وسید حسین دوستدار،سردار مهدی نوریان،

علی تقوی فر،حسین خدایی ،شهرام عربشاهی،مجید نمازی،هادی قاسمی و .... نمی شویم

آنها عاشق بودن خودرا به گونه ای ثابت كردند كه مابگوییم:

كاش معشوق از عاشق طلب جان می كرد/

تاكه هر بی سروپایی نشود یار كسی،

پس ما را چه به شهادت و دیدن روی تو

 پس همان بهتر كه ما بمانیم و آرزوی دست نیافتنی شهادت.  




کد آهنگ